شكلات

شخصي

صفحه نخست | انجمن | ارتباط با ما | پروفایل مدیر وبلاگ | عضویت در سایت | ورود به سایت | پنل کاربران | نقشه سایت | لينك باكس | ارسال مطلب | Rss
پنل ورودی کاربران

خبرنامه

چت باکس

پيوندهاي روزانه

 

لينک دوستان

آمار بازديد

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان تالارها بازديد

پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي به اين وبلاگ خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد .

کیک غدیر


    بسم الله النور

    غدیر بیش از اینها شیرین است

    کامتان شیرین باد به شهد احلی من العسل غدیر


,

نوشته شده توسط شكلات در و ساعت Array امتياز: (0) 8 بازديد |


عیدسعید قربان مبارک باد



,

نوشته شده توسط شكلات در و ساعت Array امتياز: (0) 8 بازديد |


مبعث


    بسم الله الرحمن الرحيم



    به گل روي محمد صلوات

    Print

    بر چهره دلرباي احمد صلوات



    عيدتون مبارك

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 35 بازديد |


اشك و آينه


    بسم الله الرحمن الرحيم
     
     
    اشكهاي ارغواني را امروز
     
     
    جمع مي كنم براي روزي كه حرم قشنگ تو را آينه بندان مي كنند
     
     
    تا براي هميشه در كنج حريمت قطعه آينه اي از هزاران آينه اشكبار شوم
    اي مادر

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 30 بازديد |


فجر در راه است


    بسم الله النور
     
     
     
     
    در دل زمستاني سرد
    مي دمد سپيده فجر
     
     
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 33 بازديد |


ضربان قلبم


    بسم الله الرحمن الرحيم
     
    زين پس نوار قلبم اين گونه ثبت خواهد كرد
     
     
     
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 43 بازديد |


انعكاس ماه


    بسم الله الرحمن الرحيم
     
     
     
    ماه داخل شريعه مي شود و با انعكاسش ديگر هيچ ظلمتي نمي ماند  
     
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 33 بازديد |


اين بار عسل بنوشيد به جاي شكلات


    بسم الله الرحمن الرحيم
     
     
     
    در عاشقي مثل شدم
    احلي من العسل شدم
     
     وقتي انسان به جايي برسد كه جز خدا نبيند اينگونه مي شود
    با عسل وجود خويش مي نگارد خدا
     
     
    فرمود خداوند كه در اين عسل شفا قرار داده است و درمان بسياري از دردها را در عسل نهاده است 
     
     
    وقتي وجود آدمي شيرينتر از عسل شود درمان كدام درد در او نيست؟؟؟؟؟؟؟؟
    بالاترين درد عشق است و درمان آن را از وجود احلي من العسل كربلا بايد جست
     
     
    فضاي زمين و زمان بوي عسل مي گيرد و با بوي سيب كه در هم آميخته مي شود همه عالم مبهوت اين عشق بازي خواهد مرد
     
     
     
     
    مي شود عسل سيب
    شما را به خدا بوي خوش اين سيب عسل را ميشنويد؟
    آن هنگام كه قاسم عمو جانش را در آغوش ميكشد چه عطرآگين است!
     
     
    آري اين شهد شيرين عسل كه تناول مي كنيد از شكوفه هاي درخت سيب به دست مي آيد گوارايتان باد
     
     
    زين پس اگر كربلا رفتيد خيمه گاه قاسم ابن الحسن عليهم السلام را خوب ببوييد آنجا خواهيد يافت چرا مرگ براي او از عسل نيز شيرينتر بود
     
     
     
     مي بينم كه قطره قطره از سيب مي چكيد
     
     
    آري اي زائر كربلا اين گونه بشوي سيب وجودت را تا لايق احلي من العسل شوي
     
     
     
    زيارت قبول
     
     
     
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 35 بازديد |


شكلاتي از جنس نور


    بصيرت، نورافكن است؛ بصيرت، قبله‌نما و قطب‌نماست.
     
     
     
     
     
     توى يك بيابان انسان اگر بدون قطب‌نما حركت كند، ممكن است تصادفاً به يك جائى هم برسد، ليكن احتمالش ضعيف است؛ احتمال بيشترى وجود دارد كه از سرگردانى و حيرت، دچار مشكلات و تعبهاى زيادى شود. قطب‌نما لازم است؛ بخصوص وقتى دشمن جلوى انسان هست. اگر قطب‌نما نبود، يك وقت شما مى‌بينيد بى‌سازوبرگ در محاصره‌ى دشمن قرار گرفته‌ايد؛ آن وقت ديگر كارى از دست شما برنمى‌آيد. پس بصيرت، قطب‌نما و نورافكن است. در يك فضاى تاريك، بصيرت روشنگر است. بصيرت راه را به ما نشان ميدهد.
     



    بصيرت را در دو سطح ميتوانيم تعريف كنيم. يك سطح، سطح اصولى و لايه‌ى زيرين بصيرت است. انسان در انتخاب جهان‌بينى و فهم اساسى مفاهيم توحيدى، با نگاه توحيدى به جهان طبيعت، يك بصيرتى پيدا ميكند. فرق بين نگاه توحيدى و نگاه مادى در اين است: با نگاه توحيدى، اين جهان يك مجموعه‌ى نظام‌مند است،... وقتى فهميديم هدفدار هستيم، آنگاه در جستجوى آن هدف برمى‌آئيم. خود اين جستجو، يك تلاش اميدوارانه است. تلاش ميكنيم آن هدف را پيدا كنيم. بعد كه هدف را يافتيم، فهميديم هدف چيست، تلاشى شروع ميشود براى رسيدن به آن هدف. در اين صورت همه‌ى زندگى ميشود تلاش؛ آن هم تلاش جهتدار و هدفدار. از آن طرف اين را هم ميدانيم كه با نگاه توحيدى، هر گونه تلاش و مجاهدتى در راه هدف، انسان را قطعاً به نتيجه ميرساند. اين نتائج مراتبى دارد؛ يقيناً به يك نتيجه‌ى مطلوب ميرساند. با اين نگاه، در زندگى انسان ديگر يأس، نااميدى، سرخوردگى و افسردگى معنى ندارد...
    درست نقطه‌ى مقابل، نگاه مادى است. نگاه مادى اولاً پيدايش انسان را، ... در عالم بدون هدف ميداند؛ البته در دنيا براى خودش هدفهائى تعريف ميكند - .... اما اينها هيچكدام هدفهاى طبيعى نيست، ملازم با وجود او نيست. وقتى اعتقاد به خدا نبود، اخلاقيات هم بى‌معنى ميشود، عدالت هم بى‌معنى ميشود؛ جز لذت و سود شخصى، هيچ چيز ديگرى معنا پيدا نميكند. اگر انسان در راه رسيدن به سود شخصى پايش به سنگ خورد و آسيب ديد، ضرر كرده، خسارت كرده. اگر به سود نرسيد، اگر نتوانست تلاش كند، نوبت به يأس و نااميدى و خودكشى و به كارهاى غير معقول دست زدن ميرسد. پس ببينيد فرق بين نگاه توحيدى و نگاه مادى، معرفت الهى و معرفت مادى اين است. اين، اساسى‌ترين پايه‌هاى بصيرت است.
     
    www.leader.ir

     با اين نگاه، وقتى انسان مبارزه ميكند، اين مبارزه يك تلاش مقدس است؛ اگر جنگ مسلحانه هم بكند، همين جور است. اصلاً مبارزه بر اساس بدبينى و بدخواهى نيست. مبارزه براى اين است كه انسانيت - نه فقط شخص خود او - به خير و كمال و رفاه و تكامل مقامات رفيع نائل شود. با اين نگاه، زندگى چهره‌ى زيبائى دارد و حركت در اين ميدان وسيع، يك كار شيرين است. خستگى انسان با ياد خداى متعال و با ياد هدف برطرف ميشود. اين، پايه‌ى اساسى معرفت است؛ پايه‌ى اساسى بصيرت است. اين بصيرت خيلى چيز لازمى است؛ اين را بايد ما در خودمان تأمين كنيم. بصيرت در حقيقت زمينه‌ى همه‌ى تلاشها و مبارزات انسانى در جامعه است. اين يك سطح بصيرت.
     
     
    ديدار صميمانه و پرشور هزاران نفر از دانشجويان دانشگاههاي استان قم

    بجز اين سطح وسيع بصيرت و لايه‌ى عميق بصيرت، در حوادث گوناگون هم ممكن است بصيرت و بى‌بصيرتى عارض انسان شود. انسان بايد بصيرت پيدا كند. اين بصيرت به چه معناست؟ يعنى چه بصيرت پيدا كند؟ چه جورى ميشود اين بصيرت را پيدا كرد؟ اين بصيرتى كه در حوادث لازم است و در روايات و در كلمات اميرالمؤمنين هم روى آن تكيه و تأكيد شده، به معناى اين است كه انسان در حوادثى كه پيرامون او ميگذرد و در حوادثى كه پيش روى اوست و به او ارتباط پيدا ميكند، تدبر كند؛ سعى كند از حوادث به شكل عاميانه و سطحى عبور نكند؛ به تعبير اميرالمؤمنين، اعتبار كند: «رحم اللَّه امرء تفكّر فاعتبر»؛(1) فكر كند و بر اساس اين فكر، اعتبار كند. يعنى با تدبر مسائل را بسنجد - «و اعتبر فأبصر» - با اين سنجش، بصيرت پيدا كند. حوادث را درست نگاه كردن، درست سنجيدن، در آنها تدبر كردن، در انسان بصيرت ايجاد ميكند؛ يعنى بينائى ايجاد ميكند و انسان چشمش به حقيقت باز ميشود.

     



     اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) در جاى ديگر ميفرمايد: «فانّما البصير من سمع فتفكّر و نظر فأبصر»؛(2) بصير آن كسى است كه بشنود، گوش خود را بر صداها نبندد؛ وقتى شنيد، بينديشد. هر شنيده‌اى را نميشود به صرف شنيدن رد كرد يا قبول كرد؛ بايد انديشيد. «البصير من سمع فتفكّر و نظر فأبصر». نَظَرَ يعنى نگاه كند، چشم خود را نبندد.
     www.leader.ir
     
     ايراد كار بسيارى از كسانى كه در لغزشگاه‌هاى بى‌بصيرتى لغزيدند و سرنگون شدند، اين است كه نگاه نكردند و چشم خودشان را بر يك حقايق واضح بستند. انسان بايد نگاه كند؛ وقتى كه نگاه كرد، آنگاه خواهد ديد. ما خيلى اوقات اصلاً حاضر نيستيم يك چيزهائى را نگاه كنيم. انسان مى‌بيند منحرفينى را كه اصلاً حاضر نيستند نگاه كنند. آن دشمن عنود را كار نداريم - حالا اين را بعداً عرض خواهم كرد؛ «و جحدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلما و علوّا»(3) - بعضى‌ها هستند كه انگيزه دارند و با عناد وارد ميشوند؛ خوب، دشمن است ديگر؛ بحث بر سر او نيست؛ بحث بر سر من و شماست كه توى عرصه هستيم. ما اگر بخواهيم بصيرت پيدا كنيم، بايد چشم را باز كنيم؛ بايد ببينيم. يك چيزهائى هست كه قابل ديدن است. اگر ما از آنها سطحى عبور كنيم، آنها را نبينيم، طبعاً اشتباه ميكنيم.

     

     ديدار صميمانه و پرشور هزاران نفر از دانشجويان دانشگاههاي استان قم


    من يك مثال از تاريخ بزنم. در جنگ صفين لشكر معاويه نزديك به شكست خوردن شد؛ چيزى نمانده بود كه بكلى منهدم و منهزم شود. حيله‌اى كه براى نجات خودشان انديشيدند، اين بود كه قرآنها را بر روى نيزه‌ها كنند و بياورند وسط ميدان. ورقه‌هاى قرآن را سر نيزه كردند، آوردند وسط ميدان، با اين معنا كه قرآن بين ما و شما حكم باشد. گفتند بيائيد هرچه قرآن ميگويد، بر طبق آن عمل كنيم. خوب، كار عوام‌پسند قشنگى بود. يك عده‌اى كه بعدها خوارج شدند و روى اميرالمؤمنين شمشير كشيدند، از ميان لشكر اميرالمؤمنين نگاه كردند، گفتند اين كه حرف خوبى است؛ اينها كه حرف بدى نميزنند؛ ميگويند بيائيم قرآن را حكم كنيم. ببينيد، اينجا فريب خوردن است؛ اينجا لغزيدن به خاطر اين است كه انسان زير پايش را نگاه نميكند. هيچ كس انسان را نميبخشد اگر بلغزد، به خاطر اينكه زير پايش را نگاه نكرده، پوست خربزه را زير پاى خودش نديده. آنها نگاه نكردند. آنها اگر ميخواستند حقيقت را بفهمند، حقيقت جلوى چشمشان بود. اين كسى كه دارد دعوت ميكند و ميگويد بيائيد به حكميت قرآن تن بدهيم و رضايت بدهيم، كسى است كه دارد با امام منتخبِ مفترض‌الطاعه ميجنگد! او چطور به قرآن معتقد است؟
     اميرالمؤمنين على‌بن‌ابى‌طالب غير از اينكه از نظر ما از طرف پيغمبر منصوص و منصوب بود، اما آن كسانى هم كه اين را قبول نداشتند، اين مسئله را قبول داشتند كه آن روز بعد از خليفه‌ى سوم، همه‌ى مردم با او بيعت كردند، خلافت او را قبول كردند؛ شد امام، شد حاكم مفترض‌الطاعه‌ى جامعه‌ى اسلامى. هر كس با او ميجنگيد، روى او شمشير ميكشيد، وظيفه‌ى همه‌ى مسلمانها بود كه با او مقابله كنند. خوب، اگر اين كسى كه قرآن را سر نيزه كرده، حقيقتاً به قرآن معتقد است، قرآن ميگويد كه تو چرا با على ميجنگى. اگر واقعاً به قرآن معتقد است، بايد دستهايش را بالا ببرد، بگويد آقا من نميجنگم؛ شمشيرش را بيندازد. اين را بايد ميديدند، بايد ميفهميدند. اين مطلب مشكلى بود؟ اين معضلى بود كه نشود فهميد؟ كوتاهى كردند. اين ميشود بى‌بصيرتى. اگر اندكى تدبر و تأمل ميكردند، اين حقيقت را ميفهميدند؛ چون اينها خودشان در مدينه اصحاب اميرالمؤمنين بودند؛ ديده بودند كه در قتل عثمان، عوامل و دستياران خود معاويه مؤثر بودند؛ آنها كمك كردند به كشته شدن عثمان؛ در عين حال پيراهن عثمان را به عنوان خونخواهى بلند كردند. آنها خودشان اين كار را كردند، مقصر خودشان بودند، اما دنبال مقصر ميگشتند. ببينيد، اين بى‌بصيرتى ناشى از بى‌دقتى است؛ ناشى از نگاه نكردن است؛ ناشى از چشم بستن بر روى يك حقيقت واضح است
     
    در همين قضاياى فتنه‌ى اخير، يك عده‌اى اشتباه كردند؛ اين بر اثر بى‌بصيرتى بود. ادعاى تقلب در يك انتخابات بزرگ و باعظمت ميشود؛ خوب، اين راهش واضح است. اگر چنانچه كسى معتقد به تقلب است، اولاً بايد استدلال كند، دليل بياورد بر وجود تقلب؛ بعد هم اگر چنانچه دليل آورد يا نياورد، قانون راه را معين كرده است؛ ميتواند شكايت كند. بايد بازرسى شود، بازبينى شود؛ آدمهاى بى‌طرفى بيايند نگاه كنند تا معلوم شود تقلب شده يا نشده؛ راهش اين است ديگر. اگر چنانچه كسى زير بار اين راه نرفت و قبول نكرد - با اينكه ما كمكهاى زيادى هم كرديم: مدت قانونى را بنده تمديد كردم؛ حتّى گفتيم خود افراد بيايند جلوى دوربينهاى تلويزيون شمارش كنند - دارد تمرد ميكند. ...(4) توجه بفرمائيد. مقصود اين نيست كه راجع به قضاياى گذشته اظهارنظر كنيم؛ ميخواهيم مثال بزنيم. پس بصيرت پيدا كردن، كار دشوارى نيست. اگر شما نگاه كرديد ديديد يك راه معقول قانونى‌اى وجود دارد و كسى از آن راه معقول قانونى سرميپيچد و كارى ميكند كه براى كشور مضر است، ضربه‌ى به منافع ملت است، خوب، با نگاه عادلانه، با نگاه متعارف، با نگاه غيرجانبدارانه، معلوم است كه او محكوم است؛ اين يك چيز روشنى است، يك قضاوت واضحى است.
     
     
    پس ببينيد مطالبه‌ى بصيرت، مطالبه‌ى يك امر دشوار و ناممكن نيست. بصيرت پيدا كردن، كار سختى نيست. بصيرت پيدا كردن همين اندازه لازم دارد كه انسان اسير دامهاى گوناگون، از دوستى‌ها، دشمنى‌ها، هواى نفس‌ها و پيشداورى‌هاى گوناگون نشود. انسان همين قدر نگاه كند و تدبر كند، ميتواند واقعيت را پيدا كند. مطالبه‌ى بصيرت، مطالبه‌ى همين تدبر است؛ مطالبه‌ى همين نگاه كردن است؛ مطالبه‌ى چيز بيشترى نيست. و به اين ترتيب ميشود فهميد كه بصيرت پيدا كردن، كار همه است؛ همه ميتوانند بصيرت پيدا كنند.
     
    البته بعضى نه به خاطر عناد، نه به خاطر بدخواهى، كه گاهى غفلت ميكنند. انسان با اينكه جان خودش را خيلى دوست دارد، اما گاهى ممكن است در حال رانندگى هم يك لحظه حواسش پرت شود، يك لحظه چرت بزند، يك ضايعه‌اى پيش بيايد. لغزشهائى كه در اين زمينه پيش مى‌آيد، اينها را نميشود گناه دانست؛ اما اگر چنانچه تداوم پيدا كند، اين ديگر بى‌بصيرتى است، اين ديگر غير قابل قبول است.

     

     ديدار صميمانه و پرشور هزاران نفر از دانشجويان دانشگاههاي استان قم


    امروز كار عمده‌ى دشمن در جنگ نرم، غبارپراكنى در فضاى سياسى كشور است؛ اين را توجه داشته باشيد....امروز وظيفه‌ى جوانهاى ما از اين جهت سنگين است. نه فقط خودتان بايد حقيقت را تشخيص دهيد، بلكه بايد فضا و محيط پيرامونى خودتان را هم بابصيرت كنيد و براى آنها هم قضايا را روشن كنيد.

     


     يك نكته‌ى اساسى اين است كه باطل در مقابل انسان هميشه عريان ظاهر نميشود تا انسان بشناسد كه اين باطل است؛ غالباً باطل با لباس حق يا با بخشى از حق وارد ميدان ميشود....لذا مخاطبان دچار اشتباه ميشوند؛ اين را بايد خيلى مراقبت كرد. امروز در تبليغات جهانى، همه‌ى تكيه بر روى اين است كه حقايق را در كشور شما، در جامعه‌ى شما، در نظام اسلامى شما دگرگون جلوه دهند؛ امكانات تبليغاتى‌شان هم فراوان است، به طور دائم هم مشغولند. البته افرادى هم هستند كه بعضى دانسته، بعضى ندانسته، در داخل، همان حرفها را تكرار ميكنند و همانها را بازتاب ميدهند.
     
    خوب، يك نكته‌اى در اينجا وجود دارد:
    گاهى بصيرت هم وجود دارد، اما در عين حال خطا و اشتباه ادامه پيدا ميكند؛ كه گفتيم بصيرت شرط كافى براى موفقيت نيست، شرط لازم است.
    در اينجا عواملى وجود دارد؛
    يكى‌اش مسئله‌ى نبود عزم و اراده است. بعضى‌ها حقايقى را ميدانند، اما براى اقدام تصميم نميگيرند؛
     براى اظهار تصميم نميگيرند؛
     براى ايستادن در موضع حق و دفاع از حق تصميم نميگيرند.
    البته اين تصميم نگرفتن هم عللى دارد:
    گاهى عافيت‌طلبى است،
    گاهى تنزه‌طلبى است،
    گاهى هواى نفس است،
    گاهى شهوات است،
    گاهى ملاحظه‌ى منافع شخصى خود است،
    گاهى لجاجت است. يك حرفى را زده است، ميخواهد پاى اين حرف بايستد، به خاطر اينكه ننگش ميكند از حرف خودش برگردد؛ كه فرمود: «لعن اللَّه اللّجاج»؛ لعنت خدا بر لجاجت.
    افرادى هستند اطلاع هم دارند، واقعيت را هم ميدانند؛ در عين حال كمك ميكنند به جهتگيرى‌هاى مخالف، جهتگيرى‌هاى دشمن.
     خيلى از اين كسانى كه پشيمان شدند و راه را برگشتند، يك روزى به شكل افراطى انقلابى بودند؛ اما يك روز شما مى‌بينيد درست در نقطه‌ى مقابل آن روز ايستاده‌اند و در خدمت ضد انقلاب قرار گرفته‌اند! اين به خاطر همين عوامل است؛ هوى‌هاى نفسانى، شهوات نفسانى، غرق شدن در مطالبات مادى. عامل اصلى اينها هم غفلت از ذكر پروردگار، غفلت از وظيفه، غفلت از مرگ، غفلت از قيامت است؛ اينها موجب ميشود كه بكلى صد و هشتاد درجه جهتگيرى‌شان عوض شود.

    البته بعضى هم اشتباه ميكنند. نميشود همه را مقصر دانست. ما بعضى‌ها را ديديم كه كسانى آمدند به عنوان هديه، به عنوان اظهار ارادت، به اينها پول دادند؛ اينها هم پول را گرفتند، نفهميدند اسم اين رشوه است. آنچه كه در عالم واقع اتفاق مى‌افتد، شبيه يكديگر است؛ منتها متفطن شدن به اينكه اسم اين رشوه است يا نه، مهم است. شما كه يك جائى قرار دارى كه ميتوانى يك كارى را بر طبق ميل او انجام دهى، او مى‌آيد اينجور دستت را هم ميبوسد و به شما پول ميدهد. خوب، اين اسمش رشوه است؛ رشوه‌ى حرام همين است.

     در قضاياى فتنه هم همين جور. بعضى در اين فتنه و در اين جنجال وارد شدند، نفهميدند اسم اين براندازى است؛ نفهميدند اين همان فتنه است كه اميرالمؤمنين فرمود: «فى فتن داستهم بأخفافها و وطئتهم بأظلافها و قامت على سنابكها».(6) فتنه خرد و نابود ميكند كسانى را كه زير دست و پاى فتنه قرار بگيرند. آنها نفهميدند اين فتنه است. يك حرفى را يكى گفت، اينها هم تكرار كردند.
    پس نميشود همه را محكوم به يك حكم دانست. حكم معاند متفاوت است با حكم غافل. البته غافل را هم بايد بيدار كرد.

     من ميخواهم به شما جوانها عرض كنم؛ شما براى اينكه ايران اسلامى را بسازيد، يعنى هم ملت و ميهن عزيز و تاريختان را سربلند كنيد، هم وظيفه‌ى خودتان را در مقابل اسلامِ باعظمت انجام دهيد - كه امروز اگر كسى براى سربلندى ايران اسلامى تلاش كند، هم به ميهن خود، به ملت خود، به تاريخ خود خدمت كرده است، هم به اسلام عزيز كه مايه‌ى نجات بشريت است، خدمت كرده - بايد بيدار باشيد، بايد هوشيار باشيد، بايد در صحنه باشيد، بايد بصيرت را محور كار خودتان قرار دهيد.
    مواظب باشيد دچار بى‌بصيرتى نشويد.

     

     

    ديدار صميمانه و پرشور هزاران نفر از دانشجويان دانشگاههاي استان قم
    ديدار صميمانه و پرشور هزاران نفر از دانشجويان دانشگاههاي استان قم

    www.leader.ir
     
    يه شكلات هم تهراني ها بردارن، بفرماييد:
     
    دلمان تنگ شده پشت در بيت تو برگرد بيا اي آقا*
    خيمه شهر بنايش به عمود نگه و روي تو برگرد بيا اي آقا*
    ما دل و جان به كف و منتظر رؤيت آن روي مه ايم*
    شده اين شهر تمناي وجود تو و دلبسته آن موي تو برگرد بيا اي آقا*
    نوش جان

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 29 بازديد |


فقط دختر خانوما شوكولات بردارن


     
     
    اگر يه دختر پيدا بشه كه شفيع همه آدما براي رفتن به بهشت بشه
     
     
    خوب ببينيد
     
     
    براي رفتن همه آدما به بهشت
     
    يعني اينكه دخترا مي تونند همه رو بهشتي كنند
     
    يعني اين كه اين مقام مقام كمي نيست يعني صاحب بهشت بودن يعني دروازه بهشت
     
    شدن
     
     
    آي دخترا قدر خودتون رو بدونيد چون شما به زلالي چشمه ساران به لطافت برگ گل و به
     
    زيبايي پرواز پروانه ها هستيد و به تمام دنيا مي ارزيد
     

     
    روز تمام ليلي ها روز ملي دخترها
     
    مبارك باد
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 29 بازديد |


شكلات با طعم اشك


    بسم الله الرحمن الرحيم
    مزه اومدن ماه رمضون مزه روز اول ماه رمضون مزه تولد امام حسن عليه السلام مزه شب قدر كدومش شيرينتره
    براي اوناييكه اهل مناجات و رفاقت با خدا نيستند و دوست ندارند تو مهموني خدا بيان مزه همش تلخه
    براي اميرالمومنين و حضرت زهرا سلام الله عليها تولد اولين فرزندشون خيلي شيرين بود اما وقتي ازپيامبر اعظم صلوات الله عليه شنيدن  مردم بي فا و دنيا طلب چه ظلمهايي در حق حسن بن علي مي كنند مزه شيرينش با اشك قاطي شد
    picture wedding cake drapes
    مزه شيرين شباي قدر هم مثل تولد امام حسن براي ما شيعه ها كه عاشق اميرالمومنين هستيم با اشك قاطي ميشه چقدر خوشمزه ميشه شكلات شيرين با طعم اشك
     
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 48 بازديد |


حقيقت چيست؟


    بسم الله الرحمن الرحيم
     
     
     
     
    امواج در سطح اقيانوس وجود دارند
    اما در اعماق!
     
     
    چيست آنجا؟
     
     
    وقتي موجها به جاي اقيانوس گرفته شوند
     
     
     
     
    اشتباهي وحشتناك رخ داده است!

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 41 بازديد |


عيد همگي بود مبارك


    chocolate3-21.jpg
    Chocolate Keyboard

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 38 بازديد |


دو تا شوكولات بردار


    بسم الله الرحمن الرحيم
     
     

    شوكولات اول:

    كار من، كاري است كه فقط به خدا مربوط
     
    مي شود؛
     
    جز اين نه ((من)) وجود دارد و نه ((از آن
     
    من)).
     
    هيچ كار ديگري جز اين وجود ندارد.
     
    فقط در خدا زندگي كن، همين و بس،
     
    و باقي ماجرا خود به خود اتفاق خواهد افتاد.

     

    بفرماييد شوكولات دوم:
     
     

    جوينده باش، جوينده و جوينده،

     
    آن قدر كه سرانجام جوينده ناپديد شود.
     
    آنجاست كه خدا را ملاقات ميكني.
     
    هركجا كه ((من)) گم مي شود، خدا پيدا مي
     
    شود.
     
    نيست و هيچگاه نبوده است
     
    ديواري در بين تو و خدا،
     
    مگر ديوار ((من))!
     

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 41 بازديد |


يه شكلات بردار


    بسم الله الرحمن الرحيم

     

    هنگامي كه نفس تسليم مي شود

    ديگر نه رنجي باقي مي ماند و نه اندوهي

    زيرا نفس اساساً علت تمامي رنج هاست

    و وقتي كه ديده شود كه هر چه هست خداست

    ديگر دليلي براي شكوه و شكايت وجود ندارد.

    وقتي كه شكوه پايان مي گيرد

    نيايش آغاز مي شود

    نيايش احساس سپاس است

    اعتماد به خداست

    در اعتماد به خداست كه دعا مي بارد

    اعتماد كن و ببين

    اعتماد كردن بسيار مشكل است

    رياضتي سخت تر {و به قول كبوتر لذتي زيباتر} از اين نيست كه

    زندگي را آن گونه كه هست

    بپذيري


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 50 بازديد |


صفحه قبل 1 صفحه بعد

مطالب پيشين

  • کیک غدیر
  • عیدسعید قربان مبارک باد
  • مبعث
  • اشك و آينه
  • فجر در راه است
  • ضربان قلبم
  • انعكاس ماه
  • اين بار عسل بنوشيد به جاي شكلات
  • شكلاتي از جنس نور
  • فقط دختر خانوما شوكولات بردارن
  • شكلات با طعم اشك
  • حقيقت چيست؟
  • عيد همگي بود مبارك
  • دو تا شوكولات بردار
  • يه شكلات بردار

  • درباره




    قصد شيريني كامتان است اميد كه حاصل شود و از باب شادي دل مومنان مقبول ذات احديت واقع شود


    عضویت سریع

    مطالب اتفاقی

    مطالب محبوب

    اخبار سایت

    آرشیو

    Powered By pelakfa.com Copyright © 2009 by shokolat